نگار مجيدي :: سهشنبه 2/11/1386 ساعت 10:56 عصر
قبل اينکه سلام کنم ميگم که شرمنده ميگم که معذرت
ميگم که .....
به خاطر اين همه بي معرفتيمو دير آپ کردنم از ميل هاي بعضي هاتون تابلو بود بد قاطي بودين
بازم ميگم معذرت
آخه ديگه من "من نيستم شدم يه پا پير زن واسه خودم ديگه حوصله ندارم ديگه تحمل ندارم
ديگه نمي تونم تحمل کنم حتي يه نگاه کوچولو رو وقتي مي بينم يکي نگام ميکنه ميخوام بميرم
خيلي تغير کردم اينو دويلم ميدونه صد دفعه بهم گفته ديگه نمي تونم کسي رو باور داشته باشم
حس ميکنم همه تمام تلاششونو مي کنن که گولم بزنن
من دارم داغون ميشم دارم له ميشم اينارو دويل مي دونه و به روي خودش نميآره
ميبينه چه جوري دارم آب ميشم ولي به روش نميآره
اونم تغيير کرده
الانم که ميبيني اومدم آپ کنم چون همين ديشب يکي ديگه بازم ا زيکي ديگه
ناراحت شدم شايد اون با اون حرفش منظورش من نبودم
ولي من دلم شکست
تقصير اون نيست تقصير اين دل منه که انقدر ديده از اينو اون ديگه سريع به خودش ميگيره
راستي اسمه جديدم بهم دادن *سنگ دل*
واقعا مي آد به نگار واقعا اسم سنگ دل ميآد
نگاري که.....
اي بابا ول کن انقدر دلم پر که بخوام بگم پدر فکت در ميآد بخواي بخوني
حالا بعد قرني اومدم آپ کنم اونم اين مدلي که دپسردگيم زده بالا
بي خيال
راستيييييييي سلااااااااااااااااام
ايشاالله که توپه توپين
منم که گفتم چه جوريم الانم امتحانامه طبق معمولم که نخوندم گذاشتم شب امتحان اصلا نگار دقيقه نودي معروفه
نميدونم چرا ديگه امسال با دقيقه نودم حال نميکنم ولي مجبورم بالاخره بايد بريم ترم بعديو اين حرفا بايد يه جورايي (به اميد استاد) پاسش کنيم

(اعلاميه)
يکي تو فکر مردنه چقدر شبيه خودمه
نمي دونم دارم ميرم يا اين که باز توهمه
ميون موج همهمه صداي باد تو گوشمه
سرما نشسته تو تنم خاطره هام رو دوشمه
يکي داره داد ميزنه يکي داره زار ميزنه
سر کوچه عکس منو يکي به ديوار ميزنه
زيرش نوشته رو زمين جايي نبوده واسه اين
حالا رفته تو آسمون دعا کنيد فقط همين
نه انگاري دارم ميرم جاييکه آروم بگيرم
اينو خودم خواسته بودم اگه نباشي بميرم
اين آرزوي آخره خوب ميدونم دردسره
ميخوام نباشم رو زمين اينطوري خيلي بهتره
يکي داره داد ميزنه يکي داره زار ميزنه
سر کوچه عکس منو يکي به ديوار ميزنه..

شک دارم به اين روزها به اين تقدير به اين لحظه ها ....
به خودم شک ميکنم به لحظه هاي که گذشتند به لحظه هاي که در راهند ....
شک دارم به آدما....
به فصل ها به اميد به آينده به عشق....
من به رنگ خورشيد شک ميکنم به باران به چتر من به بي چتريه آدما شک ميکنم.....
به لبخند هاي اين جماعت و به گريه هاشان من به اين همه دروغ شک دارم ....
من به آدم بودن يا فرشته بودنه مادرم هم شک ميکنم.....
به خودم به تولد به مرگ....
من به سکوت و فرياد وقتي هر دو به جاي نميرسند شک ميکنم....
به ريشه هاي درخت به آدم هاي بي ريشه به فلسفه به عرفان به ....
به چشم هاي آدمها وقتي هيچ حرفي نمي زنند به دستهاي آدمها وقتي ميکشند
به آغوش عاشقانه وقتي که خيانت ميکند به سرم شک دارم!
به سرم شک مي کنم براي اين همه شک که در خودش داره و سر به سر سرم ميگذارم
من به بازي ها ي کودکي من اصلا به کودک بودن شک دارم
وقتي که شبيه کودکيمان نيستيم .....
به اينکه با تقليد صداي بچه ها خودمان را جاي بچه ها جا ميزنيم...
به فرجام خوش همه عشق ها شک دارم اما..
فصل هايم بوي تو را دارند و عزيزند چرا که عطر تو
پايان تمام دل نگراني ها و شک هاست
واگر شک دارم به همه چيز به تو ايمان دارم....
من به لبخند هاي تو مومنم
به فصل هايي که با تو خواهند رسيد ............
و .........

اينم حرف اين دل من
موزاييک ها نبايد بشکنن مخصوصا موزاييک هاي قديمي
وقتي چند تاشون ميشکنن نمي توني شکل و رنگ اونارو پيدا کني
مجبور ميشي همشونو عوض کني موزاييک هاي قديمي نبايد بشکنن
ولي واقعيت اينه که خسته ميشن و ميشکنن.....

قربووووووووووووووووون همتوووووووووووووون
نظر بدي ياااااااااااااااا
نوشته هاي ديگران()